خوشحال شدم ک اومدي اميدوارم بازم بياي
.:: فردا هفت شنبه است و من ::.
خسته زخودی خویش بر سقف کلبه ام
آسمان تیره را به نظاره نشسته ام
می جویمش شاید هویدا شود ولی
نه..این ابرها تازه پاگرفته اند
انجیل به دست در کنج صومعه
آواز فراق یار به دهان گرفته ام
سجده کنان به آن رب مهربان
کوتاهی عمر خزان , خلعت گرفته ام
دیوانه وار ورقص کنان و خراب
راه میکده درپیش پای خود نهاده و
با جامی در حسرت شراب
دست به دامان ساقی گرفته ام
ناکام زجستجویت در این سرای بی وفا
بوی پیراهنت به تمنا گرفته ام
امروز هفت شنبه بود و من
سوخته در حسرت یک نگاه تو
بر روی دستها پرواز یاد گرفته ام ![]()
برچسب:
نویسنده: عاشق نغمه